هوش تجاری چیست؟

دسته‌بندی: هوش تجاری

هوش تجاری (Business Intelligence) مجموعه‌ای از تکنیک‌ها و ابزارها است که داده‌های خام رو با هدف تحلیل تجاری به اطلاعات معنادار و مفید تبدیل میکنه. فناوری‌های BI این قابلیت رو دارند که مقدار زیادی از داده‌های ساختارنایافته رو بررسی کنند تا به تشخیص، توسعه و ایجاد فرصت‌های تجاری کمک کنند. هدف هوش تجاری اینه که به تفسیر این داده‌ها کمک بکنه. شناختن فرصت‌های جدید و استقرار استراتژی موثر مبتنی بر این شناخت میتونه مزیت رقابتی و ثبات بلندمدتی رو برای شرکت‌ها ایجاد بکنه.

فناوری‌های BI نماهای تاریخی، جاری و پیشبینانه رو از فعالیت‌های تجاری فراهم می‌کنند. کارکردهای معمول این فناوری‌ها این موارد هستند:

  • گزارش‌گیری
  • پردازش تحلیلی آنلاین
  • تجزیه و تحلیل
  • داده کاوی
  • فرایند کاوی
  • پردازش پیچیده رویداد
  • مدیریت عملکرد تجاری
  • محک زنی یا بنچمارک کردن
  • متن کاوی
  • تحلیل پیشگویانه
  • تحلیل تجویزی

در نوشته‌ی دیگری در مورد مفهوم هر کدام از واژه‌های بالا صحبت می‌کنم. چیزی که می‌خوام از این قسمت دریافت کنیم اینه که هوش تجاری از دو راه میتونه تعریف بشه:

در تعریف اول، که در ابتدای نوشته هم ارائه شد، هوش تجاری مجموعه‌ای از متدولوژی‌ها، فرایندها، معماری‌ها و فناوری‌هایی است که داده‌های خام رو به اطلاعات تبدیل میکنه. در این تعریف BI شامل اصطلاحات مربوط به لایه‌های زیرین و فنی و همچنین خروجی‌هایی مثل گزارش‌ها میشه. در اینجا هوش تجاری اصطلاحن یک «عبارت چتر» است که مفهوم‌های زیادی رو در خودش جا میده.

در تعریف دوم، میتونیم هوش تجاری رو تنها به لایه بالایی معماری BI تعبیر کنیم که توسط کاربر به صورت گزارش، تحلیل و داشبورد دیده میشه. این تعریف محدود همون نگاهیه که مدیران و کاربران به هوش تجاری دارند. بحث مربوط به استقرار BI در شرکت مفصل و خارج از محدوده‌ی این نوشته است ولی باید بگم در صورتی که خیلی روی این تعریف پافشاری کنید بیشتر انرژی استقرار بر روی ایجاد ظاهر و قالب خروجی متمرکز میشه و افراد رو از تحلیل و طراحی درست لایه‌های زیرین جدا میکنه.

شاید واژه‌ی هوش رقابتی رو هم شنیده باشید. هوش رقابتی هم به مانند هوش تجاری برای تصمیم‌گیری استفاده میشه و حتا گاهی معادل در نظر گرفته می‌شوند. اما تفاوتی وجود دارد. هوش تجاری تلاش بر جمع‌آوری و پردازش داده‌های ساختاریافته‌ی داخلی شرکت دارد، در حالیکه هوش رقابتی بر روی تحلیلی اطلاعات رقبای شرکت تمرکز دارد.

لیست ابزارهای هوش تجاری رو که کم هم نیستند میتونید اینجا (لینک) ببینید.

تاریخچه

عبارت «هوش تجاری» برای اولین بار در سال 1865 توسط ریچارد میلار دِوِنز در دایره المعارف واژه‌های تجاری آمده است. او از این عبارت برای توصیف صرافی استفاده کرد که اطلاعات محیط رو قبل از رقبا دریافت می‌کرد و از اونها سود به دست میاورد. توانایی در دریافت اطلاعات و پاسخ مرتبط به آن قلب مفهوم هوش تجاری است که هنوز هم به همون معنا استفاده میشه.

هانس پیتر لون در مقاله‌ای در سال 1958 از این واژه استفاده کرد. این محقق شرکت IBM از تعریف هوش در دیکشنری وبستر استفاده کرد و این عبارت رو دوباره زنده کرد. این نام بعدها تا اواسط دهه‌ی 1980 توسط سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری (DSS) به شکل امروزی در اومد و به «مدل‌های به کمک کامپیوتر» اشاره نمود که به تصمیم‌گیری کمک می‌کنند.

هوش تجاری مایکروسافت

قبلن گفته بودم (لینک) که مایکروسافت یکی از لیدرهای بازار نرم‌افزارهای BI در دنیاست. مایکروسافت ابزارهای هوش تجاری خودش رو بیشتر به صورت قابلیت یا سرویس در محصولاتش ارائه میکنه. برای نمونه قابلیت‌های هوش تجاری زیادی در اکسل 2013 معرفی شده است. در شیرپوینت و سکوئل سرور (SQL Server) هم شاهد این سرویس‌های BI هستیم. تعدادی از ابزارهایی که این شرکت برای فعالسازی هوش تجاری در شرکت ارائه نموده این موارد هستند:

  • Analysis Service یا SSAS
  • Reporting Service یا SSRS
  • Integration Service یا SSIS
  • Power BI

شاید براتون جالب باشه که بدونید مایکروسافت در سال 2006 شرکت پروکلَریتی (ProClarity) رو خرید و اون رو به بخش تجاری خودش اضافه کرد. شرکت ProClarity یکی از شرکت‌های مطرح در برنامه‌های هوش تجاری و تحلیل داده در دنیا بود. این شرکت بیش از 2000 مشتری داشت که AT&T، اریکسون، HP و زیمنس تنها تعدادی از اونها بودند. مایکروسافت از قابلیت این شرکت در سرویس PerformancePoint شیرپوینت 2010 و دیگر برنامه‌هایش مثل اکسل 2013 استفاده کرد.

همه‌ی وبلاگ‌های مرتبط با هوش تجاری مایکروسافت که توسط تیم‌ها و مدیران فنی این شرکت نوشته میشه رو اینجا ببینید: لینک

توی پرانتز

1. معادل پارسی Business Intelligence، هوش تجاری است یا هوش کسب و کار؟ هر دو واژه رو گوگل کردم و تعداد نتایج به ترتیب 85500 و 13400 بود. اینطور فرض شد که هوش تجاری بیشتر استفاده میشه.

2. محتوای پارسی مرتبط با این زمینه بسیار محدود پیدا میشه. حتا در ویکیپدیای فارسی (لینک) توضیح زیادی نیست. امیدوارم کسی همت کنه و در این زمینه به صورت حرفه‌ای بنویسه.

4 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

برنامه‌ریزی بر اساس توافق همگانی؛ آری یا نه
زمان غیرپروژه‌ای در پراجکت سرور
فهرست